![]() |
![]() |
|
|
يادته به من مي گفتي زندگي فقط دو روزه؟ |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386ساعت 4:14 PM توسط يه دوست |
|
|
و تا به امروز چهار سال از هجرت پروانه ام می گذرد...... |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386ساعت 4:7 PM توسط يه دوست |
|
|
يکي بود تو قصمون وفا نکرد ... رفت و پشت سرشم نگاه نکرد ... يکي بود زندگيشو هوس سوزوند ... آبروش رفت و ديگه اينجا نموند ... يکي بود يکي نبود و يک پري ... يه بغل عاشقي هاي سرسري ... کي بود اون که طاقت گريه نداشت ... عاشق هوس شد و تنهام گذاشت ... کي بود کي بود اون تو بودي ... کاشکي از اول نبودي ... |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386ساعت 3:32 PM توسط يه دوست |
|
|
به پايان فكر نكن .. انديشيدن به پايان هر چيز شيريني حضورش را تلخ مي كند ... بگذار پايان تو را غافلگير كند درست مانند آغاز
|
|
+ نوشته شده در
شنبه پانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 3:28 PM توسط يه دوست |
|
|
هرگاه دفتر محبت را ورق زدي و هرگاه زير پايت خش خش برگها را احساس كردي هرگاه در ميان ستارگان آسمان تك ستاره اي خاموش ديدي براي يكبار در گوشه اي از ذهن خود نه به زبان بلكه از ته قلب خود بگو: يادت بخير........ |
|
+ نوشته شده در
شنبه پانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 3:25 PM توسط يه دوست |
|
|
در غريبي ناله ها کردم کسي يادم نکرد در قفس جان دادم و صياد ازادم نکرد ضربه مردم چنان از زندگي سيرم نمود آرزوي مرگ کردم مرگ هم يادم نکرد ...... |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386ساعت 9:19 PM توسط يه دوست |
|
|
براي زيستن دو قلب لازم است. قلبي كه هديه دهد و قلبي كه هديه پذيرد . قلبي كه سخن گويد و قلبي كه پاسخ دهد. قلبي كه دوستش بداري و قلبي كه دوستت بدارد. قلبي براي من و قلبي براي تو....
(تقديم به بهترينم |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دهم اردیبهشت 1386ساعت 5:8 PM توسط يه دوست |
|
|
يادته يه روز بهم گفتي وقتي خواستي گريه كني برو زير بارون كه نكنه يه نامردي اشكاتو ببينه و بهت بخنده !!!؟؟؟ گفتم اگه اسمون نباريد چي؟؟؟ گفتي اگه چشماي تو ببارند اسمون هم گريش مي گيره . حالا من اينجا ايستادم و گريه مي كنم... اسمون هم نمي باره... و تو هم ايستادي كنار و داري بهم مي خندي...... |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دهم اردیبهشت 1386ساعت 4:57 PM توسط يه دوست |
|
|
براي شکستن من يه اخم کافيه ... نيازي به فریادت نيست واسه اشک ريختنم سکوت تو کافيه ... نيازي به قهر نيست براي مردنم حرف رفتنت کافيه ... نيازي به انجامش نيست !!!!! |
|
+ نوشته شده در
شنبه هشتم اردیبهشت 1386ساعت 3:27 PM توسط يه دوست |
|
|
گفتي چشمها را بايد شست ! شستم ولي..... گفتي جور ديگر بايد ديد! ديدم ولي..... گفتي زیر باران بايد رفت! رفتم ولي..... او نه چشم هاي خيس و شسته ام را نه نگاه ديگرم را هيچکدام را نديد فقط در زير باران با طعنه اي خنديد و گفت : ديوانه ي باران نديده!!!!!!!! |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386ساعت 8:6 PM توسط يه دوست |
|
|
خواستم هديه اي برايت بفرستم گل گفت مرا بفرست تا با عطر خود او را شاد سازم. گفتم او خودش گل است... خار گفت مرا بفرست تا در چشم دشمنانش فرو روم. گفتم او انقدر مهربان است كه دشمن ندارد... بلبل گفت مرا بفرست تا با اوازم او را شاد سازم. گفتم نه او خودش خوش صداست... ناگهان صداي قلبم به گوشم رسيد... صداي تاپ تاپ قلبم بود... كه مي گفت مرا بفرست تا دوستش بدارم. پس خالصانه تقديم تو باد... |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386ساعت 7:2 PM توسط يه دوست |
|
|
خواب ناز بودم شبی دیدم کسی در میزند در را گشودم روی او دیدم غم است در میزند ای دوستان بی وفا از غم بیاموزید وفا غم با ان همه بیگانگی هر شب به من سر می زند...
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386ساعت 6:48 PM توسط يه دوست |
|
|
دل مي گيرد و ميميرد و هيچكس سراغ ز ان نيميگيرد. ادعاي خدا پرستيمان دنيا را كور كرده ولي ياد نداريم چرا خلق شده ايم غرورمان را بيش از ايمان باور داريم حتي بيش از عشق!!! |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سوم اردیبهشت 1386ساعت 5:28 PM توسط يه دوست |
|
|
گفتم زندگي چيست؟ گفت زندگي جاده ي رهگذر است. گفتم رهگذر كيست؟ گفت من و تو ما همه رهگذريم كه در اين ره مي گذريم . گفتم با غم دنيا چه بايد كرد؟ گفت به غم دنيا بايد بخنديم و بخنديم و بخنديم.... |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سوم اردیبهشت 1386ساعت 5:19 PM توسط يه دوست |
|
|
سلام من تازه امروز وبلاگ درست كردم
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوم اردیبهشت 1386ساعت 7:31 PM توسط يه دوست |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
طاعون غم دختري است با حال,با معرفت,با مرام,ساده و ...(بسه ديگه خيلي خودمو تحويل گرفتم) که پنج شنبه 13/10/1369 دنيا رو منور كرد. اين دختر خوب كه ته تغاری مامان و باباست با قدوم نوراني خودش غم ها رو از دل ديگران جدا كرده و خودش شده طاعون غم...
|
| نوشته های پیشین |
|
بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 |
| پیوندها |
|
صليب عشق پرستوي عشق گل سرخ رز زرد دلتنگستان دلتنگ مسافر عشق يعني تنهايي انتظار عشق دختر پسراي جوان شاهين دل سوختگان |
|
RSS
|