![]() |
![]() |
|
|
وقتي كه از مادر متولد شدم
صدايي طنين انداز در گوشم نواخت و گفت : از اين پس با توام . گفتم تو كيستي ؟ گفت غم ! فكر مي كردم غم عروسكي خواهد بود كه در كودكي با او بازي خواهم كرد اما بعد ها فهميدم كه من عروسكي خواهم شد در دستان غم |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سی ام خرداد 1386ساعت 2:52 PM توسط يه دوست |
|
|
آنقدر آرزوهايم را به گور برده ام كه ديگر جاي جسدم نيست. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386ساعت 7:14 PM توسط يه دوست |
|
|
دكتر شريعتي: دنيا را بد ساخته اند......... کسي را که دوست داري،تورادوست نمي دارد. کسي که تورا دوست دارد ،تو دوستش نمي داري. اما کسي که تو دوستش داري و او هم تو را دوست دارد به رسم و آئين هرگز به هم نمي رسند و اين رنج بزرگي است. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سیزدهم خرداد 1386ساعت 7:28 PM توسط يه دوست |
|
|
چقدر خوبه ادم يكي را دوست داشته باشه نه به خاطر اينكه نيازش رو برطرف كنه نه به خاطر اينكه كس ديگري رو نداره نه به خاطر اينكه تنهاست و نه از روي اجبار بلكه به خاطر اينكه اون شخص ارزش دوست داشتن رو داره |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نهم خرداد 1386ساعت 2:56 PM توسط يه دوست |
|
|
بشنويد اي دوستان اين داستان راستان در دبيرستان چه ها كرديم ما با دوستان در كلاس درس حرف از مشتق و بردار بود از همان هايي كه نقشش بر در و ديوار بود ما ولي در ميز خود با همكلاسي داشتيم اندر آن با يكديگر ما كنفرانسي داشتبم ديگران سرگرم حل تست 64 در عوض ما غرق تست مزه ي سيب و خيار يا در آن ساعت كه بايد جبر مي آموختيم مانتو هاي ديگران را هي به هم مي دوختيم از دبير محترم ما بستني مي خواستيم مي خريد و اينچنين از زنگ او مي كاستيم از براي ضبط آواي دبيران عزيز ضبط توي ميز بود و سيم آن توي پريز
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سوم خرداد 1386ساعت 10:47 PM توسط يه دوست |
|
|
در كتاب چهار فصل زندگي صفحه ها پشت سر هم مي روند هر يك از اين صفحه ها يك لحظه اند لحظه ها با شادي و غم مي روند زندگي تركيب شادي با غم است دوست ميدارم من اين پيوند را گريه مي گويد شادي بهتر است دوست مي دارم گريه با خنده را |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سوم خرداد 1386ساعت 10:41 PM توسط يه دوست |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
طاعون غم دختري است با حال,با معرفت,با مرام,ساده و ...(بسه ديگه خيلي خودمو تحويل گرفتم) که پنج شنبه 13/10/1369 دنيا رو منور كرد. اين دختر خوب كه ته تغاری مامان و باباست با قدوم نوراني خودش غم ها رو از دل ديگران جدا كرده و خودش شده طاعون غم...
|
| نوشته های پیشین |
|
بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 |
| پیوندها |
|
صليب عشق پرستوي عشق گل سرخ رز زرد دلتنگستان دلتنگ مسافر عشق يعني تنهايي انتظار عشق دختر پسراي جوان شاهين دل سوختگان |
|
RSS
|