تبليغاتX
طاعون غم - همه خواهند مرد
 
یرمیس - حسن هوشیار

 نگاهم اينبار بر جسم خسته ام دلسوزانه مي نگرد

و برجان ترك خورده ام غصه دار مي گريد
نگاهم سرد وبي روح
ناتوان بي رمق
بر گوشه اي از دنياي سبز رنگ گذشته
مات مرد 
و من ساده تر از هر بار ديگر فقط تبسمي را برايش نثار كردم
يكباره هجوم بي امان تنهايي مرا اسير خود 
مرا از خودم ستاند
مرا بي هوش تر از قبل به زمين انداخت
مرا از مرگ ترساند
يكباره تنهايي تنها حس وجودم شد , نه جايي را ديدم
نه لبخندي را
نه نگاهي را
همه مردند
و من هيچكدام را نديدم
قطرات اشك برايم نمادي از يك ترحم بود كه ديگر
به مانند اكسيري ناياب شده بود
شايد من نيز بايد مات ميمردم
شايد تنهايي رد سختي از خود بر من به جاي خواهد گذاشت
شايد نگاهم با تنهايي روزي گرم گيرد
و نور يابد
 
ياد باد آنكه زما وقته سفر ياد نكرد
به وداعي دل غم ديده ي ما شاد نكرد
 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 1:28 PM  توسط يه دوست | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
طاعون غم دختري است با حال,با معرفت,با مرام,ساده و ...(بسه ديگه خيلي خودمو تحويل گرفتم) که پنج شنبه 13/10/1369 دنيا رو منور كرد. اين دختر خوب كه ته تغاری مامان و باباست با قدوم نوراني خودش غم ها رو از دل ديگران جدا كرده و خودش شده طاعون غم...

نوشته های پیشین
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
پیوندها
صليب عشق
پرستوي عشق
گل سرخ
رز زرد
دلتنگستان
دلتنگ
مسافر
عشق يعني تنهايي
انتظار عشق
دختر پسراي جوان
شاهين
دل سوختگان
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM


تعداد بازديد ها : T 1
تعداد کاربران آنلاين :
تعداد بازديدهاي شما :