![]() |
![]() |
|
![]() نگاهم اينبار بر جسم خسته ام دلسوزانه مي نگرد و برجان ترك خورده ام غصه دار مي گريد
نگاهم سرد وبي روح
ناتوان بي رمق
بر گوشه اي از دنياي سبز رنگ گذشته
مات مرد
و من ساده تر از هر بار ديگر فقط تبسمي را برايش نثار كردم
يكباره هجوم بي امان تنهايي مرا اسير خود
مرا از خودم ستاند
مرا بي هوش تر از قبل به زمين انداخت
مرا از مرگ ترساند
يكباره تنهايي تنها حس وجودم شد , نه جايي را ديدم
نه لبخندي را
نه نگاهي را
همه مردند
و من هيچكدام را نديدم
قطرات اشك برايم نمادي از يك ترحم بود كه ديگر
به مانند اكسيري ناياب شده بود
شايد من نيز بايد مات ميمردم
شايد تنهايي رد سختي از خود بر من به جاي خواهد گذاشت
شايد نگاهم با تنهايي روزي گرم گيرد
و نور يابد
ياد باد آنكه زما وقته سفر ياد نكرد
به وداعي دل غم ديده ي ما شاد نكرد
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 1:28 PM توسط يه دوست |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
طاعون غم دختري است با حال,با معرفت,با مرام,ساده و ...(بسه ديگه خيلي خودمو تحويل گرفتم) که پنج شنبه 13/10/1369 دنيا رو منور كرد. اين دختر خوب كه ته تغاری مامان و باباست با قدوم نوراني خودش غم ها رو از دل ديگران جدا كرده و خودش شده طاعون غم...
|
| نوشته های پیشین |
|
بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 |
| پیوندها |
|
صليب عشق پرستوي عشق گل سرخ رز زرد دلتنگستان دلتنگ مسافر عشق يعني تنهايي انتظار عشق دختر پسراي جوان شاهين دل سوختگان |
|
RSS
|