تبليغاتX
طاعون غم - باران اشک خداست...
 کوچيک تر که بودم فکر مي کردم بارون اشک خداست

ولي مگه خدا هم گريه مي کنه

 چرا بايد دل خدا بگيره!!!!

 دوست داشتم زير بارون قدم بزنم تا بوي خدا رو حس کنم

اشک خدا را تو يه کاسه جمع کنم تا هر وقت دلم گرفت کمي بنوشم تا پاک و آسماني شوم!

 آسمان که خاکستري مي شد دل منم ابري مي شد

 حس ميکرم که آدما دل خدا رو شکستند و يا از ياد خدا غافل شدند

همه مي گفتند باران رحمت خداست ولي حس کودکانه من مي گفت خدا دلش از دست آدما گرفته

مگه نه ............

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386ساعت 4:35 PM  توسط يه دوست | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
طاعون غم دختري است با حال,با معرفت,با مرام,ساده و ...(بسه ديگه خيلي خودمو تحويل گرفتم) که پنج شنبه 13/10/1369 دنيا رو منور كرد. اين دختر خوب كه ته تغاری مامان و باباست با قدوم نوراني خودش غم ها رو از دل ديگران جدا كرده و خودش شده طاعون غم...

نوشته های پیشین
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
پیوندها
صليب عشق
پرستوي عشق
گل سرخ
رز زرد
دلتنگستان
دلتنگ
مسافر
عشق يعني تنهايي
انتظار عشق
دختر پسراي جوان
شاهين
دل سوختگان
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM


تعداد بازديد ها : T 1
تعداد کاربران آنلاين :
تعداد بازديدهاي شما :